در تلگرام همراه ما باشید با اطمینان خرید کنید

اطلاعیه فروشگاه

در هنگام خرید حتما روی دکمه تکمیل خرید در صفحه بانک کلیک کنید تا پرداخت شما تکمیل شود مراحل پرداخت را تا آخر و دریافت کدپیگیری سفارش انجام دهید.در صورتی که نتوانستید پرداخت الکترونیکی را انجام دهید چند دقیقه صبر کنید و مجددا اقدام کنید و یا از طریق مرورگر دیگری وارد سایت شوید یا اینکه بانک عامل را تغییر دهید.راه های اربتاطی با ما شماره 09160593559یا ایمیلsajjad.behmard001@gmail.com با تشکر

تحقیق درباره : بررسی آلات موسیقی در آثار سنایی(word) 22 صفحه

تحقیق درباره : بررسی آلات موسیقی در آثار سنایی(word) 22 صفحه

عنوان:: بررسی آلات موسیقی در آثار سنایی

قالب بندی:word

تعداد صفحات:22

 

محتویات

چگونگی و زمان پيدايش موسيقی

تاریخچه موسیقی ايران

موسيقي ملي ايران، که مبـنا و سابقه اي بسيار کـهـن دارد، شامل شاخه هاي مختـلفي به شرح زير است

در دوره حاضر اين تـقـسيم بـندي به شرح زير است

اجـزاي دستـگـاه و آواز

نمونه هايي از موسيقي فـولکوريک ايران:  

 

موسيقي بـخـتـياري، لرستان و فارس

موسيقي گـيلان و تالش

موسيقي کردستان

موسيقي سواحل جنوب ايران

موسيقي سيستان و بلوچستان

موسيقي خراسان

موسيقي ترکمن

موسيقي آذربايجان

 

موسيقي سازي

تکـنوازي

هـمنوازي

آلات موسيقي بادي

ني انبان

آلات موسيقي زهـي

آلات موسيقي ضـربي

دهـل

دايـره(دف)

سازهاي مضرابي ( زهـي - کوبي )

بربط

انواع بربط

ساختار بربط

موسیقار

انواع سه تار شامل سه تار یک تکه ، سه تار ترکی ، سه تار کتابی و سه تار پوستی است.

تاریخچه

سیم‌ها:

سیم یکم یا سیم سفید از فولاد

سیم دوم یا سیم زرد از برنز

سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازهٔ سیم یکم است

سیم چهارم که آن هم زرد رنگ است و از دیگر سیمها قطورتر است.

 

اجزای سه تار

و . . .

منابع

 

قسمتهایی از متن

چگونگی و زمان پيدايش موسيقی

 

درباره چگونگی و زمان پيدايش موسيقی ميان محققان اختلاف وجود دارد ، اما آنچه محقق به نظر می رسد آدمی قبل از آنکه تکلم و صوت را آموخته باشد با هنر موسيقی کم و بيش آشنا بود زيرا وزنها و آهنگها و حتی آواهائيکه از حنجره اش بر می آمد نخستين گامها در راه پيدايش و ظهور موسيقی بود .در اينکه نخست وزن وجود داشت و سپس صوت به وجود آمد ، ترديدی نيست . اما آلات موسيقی نيز به نوبه خود ابتدا از استخوان و سپس از وسائل زهی مانند روده و تارهای گياهی سر انجام از سيم ساخته شد . ق

 موسيقی آدميان نخستی به هر شکل و صورتی که بود جنبه روحانی داشت و وقتی موسيقی به قالب ترکيب در آمد و ريتميک شد باز هم در ستايش و نيايش خدايان و امور دينی به کار افتاد . موسيقی همواره راه کمال پيمود و مراسم مذهبی ، هم موسيقی و هم شعر و رقص و نقاشی را تحت الشعاع خود قرار داد تا اينکه در قرن ششم پيش از ميلاد بوسيله فيثاغورث موسيقی بارياضی در آميخت و قواعد و اصول خاص و دقيقی يافت و نوسانات و فرکانس های آن فورمول ها و محاسباتی پيدا کرد .

 

 

 

موسيقی در نزد هنديان ، چينيان و مردم آشور و سومر سابقه ای طولانی دارد . در اثر اکتشافات باستان شناسی برخی آلاتموسيقی را يافته اند که ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ سال سابقه تاريخی دارد. بودائيان اساسآ کتب مذهبی خود را با نوعی موسيقی ميخوانند و آداب مذهبی آنان همراه رقص و آواز است . در زمانی که حماسه های همر را برای تشجيع سربازان می خواندند عده ای نوازنده بودند که آن اشعار را همراهی می کردند .در تاريخ يهود نيز به داوود و سليمان بر می خوريم که حدود سه هزار سال پيش می زيسته اند ، داوود آوازی خوش داشت و سليمان و پدرش به موسیقی علاقه مند بودند . موسيقی کم کم راه کمال می پيمود. در سال ۹۳۰ ميلادی موسيقی تقسيمات تازه ای يافت و با حروف الفبا اصوات را نشان می دادند تا اينکه سر انجام در سال ۱۴۵۰ ميلادی نت تکميل شد و در چهار خط موازی علائم نهادند (دو ، ر ، می ، فا ، سل ، لا ، سی ) اين تکامل مرهون و نتيجه موسيقی کليسايی بود و بعد ها آوازها نيز نام گذاری شد به اين ترتيب : کوندوکتوس - موتت - روندل و روتا .شواهدی وجود دارد که همراه با پيشرفت موسيقی فولريک و عاميانه و حماسی نيز در خارج از محيط و انحصار کليسا رونقی داشت تا اينکه برخی از موسيقی دانان از آهنگهای عاميانه الهام گرفتند . خلاصه اينکه آواز دسته جمعی (کور‌) به وجود آمد و بالا خره فکر ايجاد ارکستراسيون در قرن هفدهم پديدار گشت .

 

تاریخچه موسیقی ايران

نقوش و حجاري ها و نگـارگـري هاي به جاي مانده از دوران باستان تا زمان اسلام نشان دهـنده عـلاقه و ذوق ايرانيان به هـنر موسيقي مي باشد. در دوران پس از اسلام موسيقي به دليل مخالف ها، شکوفايي دوران پـيشين خود را از دست داد. ولي به هـر حال به حيات خود ادامه داد.  اين استمرار را مي توان در زمان صفويه در بناي کاخ چهـلستون و اتاق موسيقي کاخ عالي قاپو مشاهـده کرد. 

موسيقي ملي ايران، مجـموعه اي است از نواهـا و آهـنگ هايي که در طول قـرن هـا، در اين سرزمين به وجود آمده و پـا به پاي ساير مظاهـر زندگي مردم ايران تحول وتکامل يافتـه، و بازتابي از خصوصيات اخلاقي، وقايع سياسي، اجـتماعـي و جـغـرافـيايي ملتي است که تاريخـش به زمان هاي بسيار دور مي رسد. ظرافت و حالت تعـمق ويـژه موسيقي ايراني انسان را به تـفـکر و تعـقل و رسيدن به جـهـاني غـير مادي رهـنمون مي سازد.  

 

موسيقي ملي ايران، که مبـنا و سابقه اي بسيار کـهـن دارد، شامل شاخه هاي مختـلفي به شرح زير است:  

 

1 - قـبل از اسلام:  موسيقي هاي اقوام کهـن ايران شامل : بـخـتـيـاري، کردي، لري و .....

 

2 - بعـد از اسلام:  

 

الف - موسيقي مقامي ( حماسي، تعـزيه، عـزا )

ب - رديفـي ( دستگـاه هاي موسيقي سنـتي ) 

در دوره حاضر اين تـقـسيم بـندي به شرح زير است:   

 

1 - قـبل از اسلام

2 - بعـد از اسلام

3 - موسيقي هاي محـلي ايران و نغـمه هاي سنـتي ( ملودي هاي دو گـروه قـبل ) و تـنـظيم و تهـيه کلاسيک آنهـا. 

طبق روش طبقه بـندي جـديد در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پـيش برقـرار شده، آواز و موسيقي سنـتي ايران را در دوازده مجـموعه قرار داده اند. 

از دوازده مجـموعـه تـقـسيم بـندي شده، هـفت مجموعـه که وسعـت و استـقـلال بـيـشـتري داشتـه اند، دستگـاه ناميده شده و پـنج مجموعـه ديگـر را که مستـقل نـبوده و از دستگـاهـهاي مزبور منشعـب شده اند، آواز ناميده اند. 

بنا براين موسيقي سـنتي امروز ايران، که باقي مانده مقامات دوازده گـانه قـديم است، قـبلا مفـصل تر بوده و امروز جـزئي از آن در دستـرس است. 

بر هـفت دستگـاه اصلي و پـنج آواز، تعـدادي گوشه استواري و الگـوي نوازندگـان و خوانـندگـان امروزي است. 

شمار اين گـوشه ها را 228 ذکـر کرده اند، رديف هاي مخـتـلف و مشهـور استادان موسيقي سنـتي صد ساله اخـير مانـند آقا حسيـنـقـلي، ميرزا عـبدالله، درويش خان و صـبا نـيـز از هـمين نـظم پـيـروي مي کـند. 

اسامي دستگـاه ها و آوازهـا در موسيقي سنـتي ايران

نام هـفت دستـگـاه اصلي عـبارت است از شور، ماهـور، هـمايون، سه گـاه، چـهـارگـاه، نوا و راست پـنجـگـاه؛ نام پـنج آواز بدين شرح است:  اصفـهـان، ابوعـطا، بـيات ترک، افـشاري و دشتـي.  

 

اجـزاي دستـگـاه و آواز

 

براي اجراي يک دستگـاه با يک آواز تـرتـيـبي را بايد رعـايت کرد که معـمولا اين چـنـيـن است: 

 

درآمد، آواز، تصنـيف و رنگ، از زمان مرحوم درويش خان و به ابـتکـاري وي پـيش درآمد و چـهار مضراب نيـز به اين سلسله مراتـب اضافه شده است. 

 

ترانه هاي فـولکـوريک ايران

 

زنده ياد خالـقي، در اين باره چـنـين مي نويـسد: 

 

يکي از منابع ذيـقـيمت موسيقي هـر کشور آهـنگ هـا و نغـمات و ترانه هايي است که در نقاط مختـلف آن مملکـت، خاصه در دهـات، قصبات دور از شهـر به وسيله مردم بومي و روستايي خوانده مي شود و چون اين نوع موسيقي کـمتـر تحـت تاثـير افـکار مردم شهـر نـشـين واقع شده، طبـيعي تر و به موسيقي حقيقي و اصيل و قديمي آن کشور نزديکـتر است؛ جمع آوري آنهـا عـلاوه بر اينکـه باعـث حـفـظ و نگـهـداري آنهـا است، کمکي هـم به تحـقـيق درباره مخـتصات آن مـمـلکـت مي کـند، و چـگـونگي و کـيفـيت آن را معـلوم مي نمايد.    

 

چـون در ايران اقوام مخـتـلفي ساکـنـند که از نظر فرهـنگ و قـومي تـفاوت هاي بـسياري با يکـديگـر دارند، بنابراين موسيقي فولکوريک ايران داراي خصوصيات بسيار متـنوعي از نظر طرز بـيان و لحـن موسيقي است. مثـلا موسيقي آذربايجـاني، گـيلاني، خراساني، بـخـتـياري، کردي، شـيرازي و بلوچي نـه تـنـها ملودي هـا، که در گـويش نـيز با يکـديگـر بـسيار متـفاوتـند، از نظر فرم موسيقي مي توان از دو نوع موسيقي بومي در ايران نام برد:   

 

1 - تـرانه هاي بومي آوازي که به صورت انـفرادي يا دسته جمعـي خوانده مي شود. 

 

2 - رقص هاي محلي سازي که با سازهـاي محلي به اجرا در مي آيد. 

 

ترانه هاي محلي ايراني از نظر ملودي بـسيار غـني و پـر مايه است که از اين نـظر يـکي از غـني ترين، زيـبا ترين و متـنوع ترين تـرانه هاي فـولکوريک دنـيا هـستـند. اين ترانه ها که نشانهً طرز فکر و تـمدن و فرهـنگ کـشور هـستـند، سينه به سينه نقـل شده و از نسلي به نسل ديگر مي رسد و آئينه تمام نماي افکـار و انديشه هاي مردمي اند که خود خالق و آفـريـنـنده آن بـشمار مي رونـد. اين تـرانه ها از وضع اجـتماع، طرز فکر، نوع زندگي و طبـيعـت که در سرزميـن ايران وجود دارد، يکي از غـني ترين منابع فـرهـنگي ايران به شمار مي آيـند. اين تـرانه ها نمايانـندهً ملت و گـذشته ايران هـستـند و مي توانـند بهـترين الهام بخـش موسيقيدانان در پـديد آمدن آثار موسيقي عـلمي قرار گـيرند. 

 

نمونه هايي از موسيقي فـولکوريک ايران:  

 

موسيقي بـخـتـياري، لرستان و فارس

موسيقي گـيلان و تالش

موسيقي کردستان

موسيقي سواحل جنوب ايران

موسيقي سيستان و بلوچستان

موسيقي خراسان

موسيقي ترکمن

موسيقي آذربايجان

 

موسيقي سازي

 

موسيقي ايراني از زمان هاي بسيار قديم عـمدتا با ساز و آواز توام بوده است و در کـتب تاريخي نيز هـرگـاه به موسيقي اشاره شده بـيـشتر نام الحان و ترانه ها بر جاي مانده است. ولي شکي نيست که موسيقي سازي نيز داراي اهـميت بوده است. 

 

در حدود صد سال قـبل موسيقي سازي به تـدريج راهـي مشخص در پـيش گـرفـت، و در اين رشته نوازندگـان و آهـنگـسازاني به وجود آمده و نوآوري هايي در اين زمينه انجام دادند.  به طور کلي موسيقي سازي ايراني داراي دو بخش اساس است: 

 

الف - تکـنوازي که بر پايه موسيقي سنـتي و بداهـه نوازي قـرار دارد. 

 

ب - هـمنوازي که بر پـايه کارهـاي جمعـي اعـم از گـروه هـاي کوچک يا بـزرگ يک صدايي و يا چـند صدايي استوار است.

 

تکـنوازي

 

تکـنوازي در موسيقي مشرق زمين از اعـتبار و اهـميت فراواني برخوردار است. به تعـبـيري مي توان آن را مربوط به فـلسفه و عـرفان شرق و ايجاد ارتـباط معـنوي با عالم بالا دانست. چـرا که نوازنده شرق با ساز و موسيقي خود به نوعي عبادت خصوصاً در کـنج خلوت و تـنهـايي خود مي پـردازد.  

 

 

 

هـمنوازي

 

از دورهً ناصرالدين شاه قاجار کار گـروه نوازي چـه در زمينه موسيقي و سازهاي سنتي و چه با رعايت اصول و قواعـد موسيقي ارکستر غربي که به وسيله مسيو لومر ( معـلم موسيقي فرانسوي که براي تـدريس در دارالفـنون آن زمان و رشتـه موسيقي نظام به ايران دعـوت شده بود) در قالب موسيقي نظام و سازهاي غـربي به ايران آورده شد، بـيشتر معـمول گـرديد.  بعـدهـا کم کم کار گـروهي رونق بـيـشتري گـرفت، و با اضافه شدن سازهاي غـربي به جـمع سازهاي ايراني و اجراي قطعـات ايراني بر روي آنهـا با فـرم تازه معـمول شد. 

 

ايرانيان در مقاطع مختـلف تاريخي از آلات متعـدد موسيقي، به ويژه قـديمي ترين آنهـا يعـني ني و دايره استـفاده مي نمودند. انواع آلات موسيقي که مورد استـفاده قـرار مي گـرفته و هـنوز هـم در گـوشه و کـنار اين کشور پـهـناور استـفاده مي شود به هـمراه يک تـقـسيم بـندي کـلي به اين شرح است:   

 

آلات موسيقي بادي

 

ني ، سرنا ، کـرنا ، ني انبان

 

کرنا: سازي قديمي و تاريخي است که در استان هاي مخـتـلف ايران به شکـل هاي متـفاوت ساخـته و اجرا مي شود. مهـمترين کرناهـا، کرناي شمال، گـيلان و کرناي مشهـد است. اين ساز بـيـشتر در کردستان و آذربايجان مورد استـعـمال قرار مي گـيرد.

 

ني انبان

ني انبان بـيـشتر در جنوب ايران مورد استـفاده قـرار مي گيرد و در بعـضي نقاط ايران آن را " خـيک ناي " نـيز مي نامند و در نقاطي از آذربايجان نيز نواخته مي شود. 

 

= = = = = = = = = = = = = =  = == = = = = =

 

تاریخچه

 

سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد(البته سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و هم‌زمان نواخته می‌شوند و مجموعهٔ آندو رامعمولاً سیم «بم» مینامند). با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده می‌شود) به این ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند. سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق عليشاه به این ساز افزوده است.

 

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

 

 

 

کلمات سه‌تار (ستار)،گیتار، ختار (نام آرامی یا آسوری ساز) همه میتوانند از یک ریشه باشند. لذا تعبیر ستار به ترکیب سه و تار چندان منطقی به نظر نمیرسد. عامل دیگری که این فرضیه را تقویّت میکند طرز تلفظ آن در هند به صورت sitar میباشد. معمولاً کسره فارسی در هند و افغانستان به صورت I کوتاه تلفظ میشود. با توجّه به شباهت عدد چهار در فارسی، quatro در لاتین، четыре در روسی و چاتور در هندی (همه به معنی چهار) با نام سازهای سیمی مختلف مانند ستار، سیتار، خیتار، و گیتار (نام سازهای سیمی مختلف) میتوان فرض کرد که از روز اوّل این ساز سیمی چهار تار داشته و به همین لحاظ ستار نامیده میشده است. این فرض که نام گیتار و ستار ریشه تاریخی مشترک داشته باشند چندان دور از واقع به نظر نمیرسد. حالا باید دید در کدام زبان هندواروپائی چهار را به صورت ستار یا احتمالاً تستار(توجّه هموطنان ترک و اصفهانی "چ" را به شکل "تس" تلفظ میکنند) تلفظ میکرده اند. البتّه این احتمال هم هست که ستار حاصل تغییر چتار یا چیزی مانند آن با گذشت زمان باشد.

 

نکتۀ دیگری که ما میگوئیم ستار از خانواده سازهای های زهی است و نمیگوئیم از خانواده سازهای تاری نشان میدهد که ایرانیان اوّلیه از کلمه تار به معنی سیم سازهای زهی استفاده نمیکرده، بلکه لغت زه به این منظور استفاده میشده است. و چه بسا که در مقطعی از تکامل زبان فارسی قسمت دوّم نام سه تار، و بر اثر یک اشتباه تاریخی، به جای زه برای نامیدن سیمهای مرتعش جایگزین شده و رواج پیدا کرده اند. تار یا تان (که فعل تنیدن هم از آن مشتق میشود) همواره در نقطه مقابل پود به کار میرود و در مثالهای فرهنگ دهخدا و سایر لغت نامه ها همواره تار و پود با هم آمده یا اشاره به تار به مفهوم مقابل پود است. ریشۀ "تان" به معنی کشیده شده میباشد.

 

 

در زبان فارسی کلمه سی تار و سه تار به صورت تحت الّفظی به معنی ۳۰ زه و ۳ زه میباشند. امّا این اسامی گمراه کننده میباشند. چرا که نام گیتار به نظر میرسد از نمونه رایج سازی مشابه که در هند و آسیای میانه نواخته میشده مشتق شده باشد.

 

که اشاره ای به این موضوع است که نامهای سه تار، سی تار و گیتار باید از یک ریشه باشند و اینکه به سادگی آن را ترکیب سه و تار بدانیم چندان منطقی به نظر نمیرسد و جای تأمّل دارد. همین که پاره ای ایدۀ این تغییر را به ۲۵۰ سال قبل و پاره ای به ابوعلی سینا نسبت میدهند نشان دهنده وجود یک فرضیه و سعی در یافتن زمان وقوع آن میباشد.

 

 

 

 

این ساز از بخش‌های زیر تشکیل شده:

 

سیم‌ها:

سیم یکم یا سیم سفید از فولاد

سیم دوم یا سیم زرد از برنز

سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازهٔ سیم یکم است

سیم چهارم که آن هم زرد رنگ است و از دیگر سیمها قطورتر است.

کاسه: از نظر ساختاری مانند کاسهٔ عود یا تنبور است ولی کوچک‌تر از آنها (درازای کاسه سه تار از ۲۶ تا۳۰ سانتی متر، پهنای آن به تناسب بین ۱۲ تا ۱۶ سانتی متر و ژرفایش نزدیک ۱۳ سانتی متر می‌باشد.). و معمولاً از چوب توت ساخته می‌شود.

صفحه: روی کاسه جا دارد و دست راست نوازنده روی آن قرار می‌گیرد. صفحه دارای سوراخ‌هایی برای خروج صداست.

دسته: درازای دسته ۴۰ تا ۴۸ سانتی متر و قسمتی که گوشی‌ها در آن تعبیه می‌شوند ۱۲ سانتی متر و پهنای دسته ۳ سانتی متر است.

خرک

سیم‌گیر: در بخش پایانی کاسه ساز ابزاری چوبین برای نگهداری سیم هاوجود دارد که عموماً سیم گیر خوانده می‌شود.

شیطانک

گوشی: سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی‌های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می‌شوند. با پیچاندن گوشی‌ها ساز کوک می‌شود.

پرده

سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجاییکه که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می‌شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می‌کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی خوانده‌اند.

 

 

اجزای سه تار:

کاسه ، دسته، گوشی، خرک، سیمگیر، شیطانک، صفحه سه تار که خود شرحی جداگانه دارد.

 

ذ) رود

1- به زاری زخمه را میخست بر رود               زخون دیده پل میبست بر رود

سازی است که باربد می نواخته و ده زه و وتر داشته است .

 

 

ر) کمانچه

کاه چون نای بدم از غم تو با ناله                  گاه بمدم چو کمانچه ز فراقت به خروش

 

                                           

                                                 کمانچه

 

کَمانچه یکی از سازهای موسیقی مشرق زمین است.

این ساز جز دسته سازهای زهی است و دارای ۴ سیم می‌باشد. این سیم‌ها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب می‌باشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی.

 

کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برش‌های از عاج تزیین شده‌است.

  کمانچه يکي از سازهاييست که در مشرق زمين سابقه تاريخي مفصل دارد و به خصوص در کشورهاي مشرق زمين به کار مي رفته است. در ايران قبل از اسلام سازي به نام غژک نظير آن اکنون در منطقه سيستان و بلوچستان فراوان است در سيستان غژک داراي سيم هاي فراوان مي باشد حتي عده آنها در بعضي موارد به هفده عدد مي رسد که در منطقه افغانستان هم داراي قدمت است، ساز کمانچه در منطقه لرستان هم داراي سابقه تاريخي است اصولا در لرستان تمام مردمي که به موسيقي علاقمند هستند حتما داراي کمانچه اي در خانه هستند و در آن منطقه کمانچه سازهاي فراواني وجود دارند که نوع کمانچه آنها به صورت بلندگو بوده و دهنه آن پوست و قسمت روبروي کاسه طنين پشت باز است و صداي آن خيلي با قدرت از آن خارج مي گردد و معمولا مطرب ها از بلندگو استفاده نمي کنند و حتي در فضاي باز هم از آن استفاده نوازندگي مي شود. فارابي در کتاب موسيقي کبير از سازي گفتگو مي کند که شبيه غژک است و داراي دو سيم بوده کمان براي به صدا درآوردن آن نداشته نام اين ساز رباب است که شعراي متاخر فارابي از آن ياد کرده اند رباب، سازي است شبيه طنبور، بزرگ شکم و دسته کوتاه و صفحه رويي آن به جاي استفاده از چوب که هم اکنون بر روي رباب هاي فعلي هست از پوست استفاده مي کرده اند بيشتر از پوست آهو استفاده مي کرده اند (برهان قاطع) کمانچه در لرستان داراي سه سيم بوده که سيم سوم به صورت مضائف به هم مي پيچيدند و در قديم از سيم هاي برق استفاده مي شد. مسعود سعد سلمان در اشعارش از کمانچه ياد مي کند و فرخي هم در مورد غژ يا غژک و نزهت اشعاري دارد.هر روز يکي دولت و هر روز يکي غژ          هر روز يکي نزهت و هر روز يکي تارنزهت سازي است شبيه قانون به شکل مربع مستطيل که اختراع آن را به صفي الدين ازموي نسبت مي دهند رباب هم در قديم سازي شبيه به کمانچه بوده و در کشورهاي بلوک شرق، به طور فراوان با نام هاي گوناگون که تصوير آنها در مقاله موجود است يافت مي شود به خصوص در چين، ژاپن، هندوستان، مالزي، يوگسلاوي، آنگولا، اندونزي، برمه، کنيا، نپال، اوگاندا و حتي در عرب و ترک در بيشتر ارکسترهاي آنها موجود است و از آنها استفاده مي شود.

 


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 5,000 تومان
کدتخفیف:

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
barasei-alat-musighei_1665245_5329.zip69.6k





پاورپوینت درمورد بررسی تحلیلی تاریخ محلی در ایران معاصر(1304-1380)

پاورپوینت درمورد بررسی تحلیلی تاریخ محلی در ایران معاصر(1304-1380) مشخصات فایل عنوان: پاورپوینت درمورد بررسی تحلیلی تاریخ محلی در ایران معاصر(1304-1380)  قالب بندی: پاورپوینت تعداد اسلاید: 30       محتویات فصل بندی پژوهش • فصل اول:تعاریف و کلیات(پیشینه،سوالات و اهداف-تعریف تاریخ محلی،جغرافیای تاریخی و تاریخ شهری و مقایسه آن ها با تاریخ محلی) • فصل دوم:شکل گیری وگسترش تاریخ محلی در ایران،آمریکا و اروپا • فصل سوم:تبیین مو ...

توضیحات بیشتر - دانلود 5,000 تومان

دسته بندی محصولات فروشگاه

آخرین محصولات فروشگاه

محبوبترین محصولات

آمارگیر وبلاگ

وضعیت آب و هوا

هدایت به بالای صفحه

ساعت و تاريخ

الکسا