در تلگرام همراه ما باشید دریافت پروژه

اطلاعیه فروشگاه

در هنگام خرید حتما روی دکمه تکمیل خرید در صفحه بانک کلیک کنید تا پرداخت شما تکمیل شود مراحل پرداخت را تا آخر و دریافت کدپیگیری سفارش انجام دهید.در صورتی که نتوانستید پرداخت الکترونیکی را انجام دهید چند دقیقه صبر کنید و مجددا اقدام کنید و یا از طریق مرورگر دیگری وارد سایت شوید یا اینکه بانک عامل را تغییر دهید.راه های اربتاطی با ما شماره 09160593559یا ایمیلsajjad.behmard001@gmail.com با تشکر

اصول فقه ( مبانی استنباط حقوق اسلامی )- 24 صفحهword

اصول فقه    ( مبانی استنباط حقوق اسلامی )- 24 صفحهword

عنوان:اصول فقه ( مبانی استنباط حقوق اسلامی )

قالب بندی:word

تعداد صفحات:24

 

محتویات

مقدمه

تعریف علم فقه و تاریخچه آن

تعریف اصول فقه و تاریخچه آن در جهان تشیع

کاربرد علم اصول فقه در رشته حقوق

تعریف حکم شرعی و اقسام آن

فصل دوم مباحث الفاظ

مقدمه

تعريف زبان

وضع الفاظ

اقسام وضع

تقسيم الفاظ

حقیقت و مجاز

علامتهای حقیقت و مجاز

اقسام حقیقت

نکته

حقیقت قانونی

اصول لفظیه

دلیل حجیت و اعتبار اصول لفظی

اوامر

گفتار اول: معنای امر

گفتار دوم : الفاظ امر

گفتار سوم: دلالت امر

گفتار چهارم : تقسیمات واجب

مفاهیم

گفتار اول: تعریف مفهوم و اقسام آن

گفتار دوم : حجیت و اعتبار مفاهیم

مواردی که وصف مفهوم ندارد

منابع فقه

حجیت ظواهر قرآن

سنت

حجیت خبر واحد

اجماع

عقل

قیاس

اصول عملیه

استصحاب

ارکان استصحاب

اصل برائت

دلایل حجیت اصل برائت

اصل تخییر

اصل اشتغال

پایان

 

مقدمه

دانش­های مختلف مرهون تفکر و اندیشه انسان است. آدمی با استدلال و استنتاج به قواعد کلی و تعمیم­پذیر دست می­یابد. اما پرسشی که همواره ذهن اندیشمندان را مصروف خود ساخته این است که چگونه بیندیشیم تا به اشتباه و خطا دچار نشویم و بر اساس چه قواعد و ضوابطی استدلال کنیم تا به اشتباه و خطا دچار نشویم و به نتایج درست دست یابیم. این ضرورت علم منطق صوری را به وجود آورد که در تعریف آن گفته­اند: « منطق، ابزاری است که ذهن را از انحراف و خطا در اندیشه باز       می دارد»: ( المنطق آلة قانونية تعصم مراعاتها الذهن عن الخطأ في الفکر )

منطق در مفهوم عام خود شیوه درست اندیشیدن و درست استدلال کردن را می­آموزد که این مفهوم در همه علوم به کار می­رود و به همین اعتبار به آن « منطق عمومی» گفته می­شود؛ لکن دانشمندان تدریجاً متوجه شدند هر علمی به شیوه اندیشیدن و استدلال کردن ویژه­ای نیاز دارد و علاوه بر منطق عمومی، روش تحقیق و منطق ویژه­ای می­طلبد که بی­توجهی به آن باعث انحراف در گسترش و توسعه آن علم می­گردد که این نوع منطق، منطق علم گفته می­شود.

با پیدایش علم فقه در قرن اول هجری، به تدریج، فقیهان به این نکته واقف شد که باید روشهای استدلال فقهی و قواعد کلی استنباط حکم شرعی را مشخص کرد تا از میزان خطا و اشتباه در آن کاسته شود. لذا علم اصول فقه پا به عرصه وجود گذاشت.

با توجه به رابطه تنگاتنگی که بین علم فقه و علم حقوق وجود دارد و این که مطالعه علم اصول فقه، حقوقدان را در استدلال و استنتاج حقوقی قوی می­کند و به او شیوه اندیشیدن می­آموزد لذا سالهاست که در رشته حقوق و رشته های مرتبط، علم اصول فقه تدریس می­شود. اما باید دانست که علم اصول فقه و علم حقوق یکی نیستند.

 

تعریف علم فقه و تاریخچه آن

دین اسلام، به عنوان آخرین و کاملترین دین الهی، سه بخش دارد:

الف) اعتقادات و اصول دین: مجموعه آموزه­های اعتقادی که بیانگر نحوه نگرش انسان به هستی، آفریننده جهان، راهنمایان دین و معاد می­باشد.

ب) احکام و مسائل عملی: مجموعه مقررات و احکام عملی که بیان­کننده وظایف و حقوق انسانها در زندگی فردی و اجتماعی است.

ج) مسائل اخلاقی و تربیتی: که دربرگیرنده مباحث نظری و دستورالعملهای اخلاقی برای پاکسازی روح و تهذیب نفس انسان است.

با توجه به این سه بخش، به تدریج در جهان اسلام سه علم به وجود آمده است: علم کلام برای شناخت اعتقادات، علم فقه برای مطالعه احکام عملی و علم اخلاق برای بیان و تعلیم اخلاقیات.

فقه در لغت به معنای علم و فهم آمده که در اصطلاح عبارت است از « علم به احکام فرعی شرع از روی منابع و ادله تفصیلی آن » احکام فرعی شرع که در واقع همان فروع دین می­باشد در مقابل احکام اصلی دین که اصول دین هستند به کار می­رود.

از نظر تاریخی تا زمانی که پیامبر اکرم در میان مسلمانان حضور داشت، غالباً برای رسیدن به احکام دینی مشکلی وجود نداشت؛ لکن بعد از رحلت پیامبر عظیم­الشأن و گسترش جامعه اسلامی و پیدایش مسائل جدید و این که پیامبر (ص) در طول 23 سال فرصت بیان تفضیلی احکام را نیافته  بود و محرومیت اغلب مسلمانان از نعمت ائمه شیعه (چون شیعه در اقلیت بودند و ائمۀ بزرگوار تشیع همواره مورد ظلم واقع می­شدند و دسترسی به آنها برای عموم آسان نبود.) لذا باید چاره­ای اندیشیده می­شد.

پس از رحلت پیامبر (ص) شیعیـان بـرای دستیابـی به احکـام شرعی مشکـل چندانـی نداشتند و سنت ائمه را همسان با سنت پیامبر می­دانستند لکن اهل سنت به خاطر محرومیت از ائمه شیعه برای استنباط احکام اسلامی دچار اشکال شدند. خلیفه اول و دوم مردم را از نقل احادیث پیامبر منع می­کردند که اهداف مختلف داشت؛ این ممنوعیت تا صد سال ادامه یافت تا در زمان عمر بن عبدالعزیز آزاد شد که در این میان تعداد زیادی از احادیث پیغمبر (ص) از بین رفته بود و علمای اهل سنت احادیث زیادی در دست نداشتند، به خاطر همین به رأی، عمل صحابه و اجماع روی آوردند که گاهی حتی فتوا بر خلاف نص نیز به وجود آمد مثلاً در زمان پیامبر سه طلاق در یک مجلس، یک  طلاق محسوب می­شد اما عمر برای سخت­گیری در امر طلاق سه طلاق در یک مجلس را سه طلاق رجعی محسوب کرد و پیوند مجدد زن و شوهر را مشروط به محلل کرد.

در این راستا فقهای اهل سنت به دو گروه تقسیم شدند:

الف) گروهی فقط در صدور فتوا به قرآن و سنت و فتاوی صحابه پیامبر بسنده می­کردند و استفاده از رأی و قیاس را معتبر نمی­دانستند که به آنها اهل حدیث می­گفتند اما گروهی دیگر که اجتهاد به رأی و قیاس را جایز می شمردند که به گروه اهل رأی معروف شدند.

فقه اهل سنت در قرن­های دوم تا چهارم دوران شکوفایی خود را پیمود و فقهای مشهوری پا به عرصه وجود گذاشتند که چهار نفر از فقها از همه مشهورتر بودند:

الف) ابوحنیفه نعمان بن ثابت کوفی ( 80-150 هـ ) که پیروان وی را حنفی می­نامند.

ب) مالک بن انس ( 93-179 هـ ) که پیروان وی را مالکی می­نامند.

ج) محمد بن ادریس شافعی ( 150-204 هـ ) که پیروان وی را شافعی می­نامند.

د) احمد بن هلال بن حنبل ( 164-241 هـ ) که پیروان وی را حنبلی می­نامند.

بعد از این چهار فقیه بزرگ، اهل سنت که آراء آنها در برخی جهات با هم در تعارض و تشتت نیز بود دیگر فقه اهل سنت دچار ایستایی و رکود شود تا سال 1286 قمری دوباره با ظهور « مجلة الاحکام العدلية» رونقی جدید یافت و فقیهان نواندیشی در جهان اهل سنت ایجاد شدند.

جهان تشیع تا حدود سیصد سال از نعمت ائمه برخوردار بود لذا کمتر به اجتهاد روی می­آوردند لکن بعد از شروع غیبت کبرا ( 329 هـ ) بود که علمای تشیع نیز به ناچار به اجتهاد روی آوردند لکن چون منابع حدیثی تشیع زیاد بود ( عدم محرومیت نقل حدیث در شیعه و برخورداری از ائمه و تأکید ایشان به جمع­آوری احادیث) فقهای شیعه به قیاس، استحسان و ... روی نیاوردند و اعتقاد دارند که منابع حدیثی ائمه و پیامبر (ص) کافی برای استنتاج احکام فرعی از آنهاست. لذا منابع اجتهاد را کتاب (قرآن) ، سنت (معصوم) عقل و اجماع (در معنی خاص) دانستند.

 

تعریف اصول فقه و تاریخچه آن در جهان تشیع

الف) تعریف اصول فقه: به مجموعه­ای از قواعد، ضوابط و ابزارهایی گفته می­شود که فقیه را در مسیر استخراج و استنباط احکام شرعی یاری می­دهد مثلاً  یک فقیه با این سئوال مواجه می­شود: « آیا زن از شوهر خود ارث می برد یا نه ؟ »

برای پاسخ به این مسأله و یافتن حکم مورد نظر، چندین پرسش مطرح می­شود:

ـ برای یافتن حکم مورد نظر به چه منابعی می­توان مراجعه کرد؟ آیا آیات قرآن می­تواند مستند و دلیل حکم شرعی قرار گیرد؟ آیا ظواهر آیات قرآن و فهم از این آیات اعتبار دارد؟ از چه ضوابط و ابزارهایی در استنباط از آیات قرآن و روایات می­توان استفاده کرد؟ بی­گمان بدون پاسخ به این پرسشها نمی­توان به اجتهاد صحیح پرداخت.

ب) تاریخچه: بعد از شروع غیبت کبرا تلاش فقها برای شکل­گیری و توسعه علم فقه و اصول آغاز شد. در این راستا علمای شیعه و سنی تلاش کرده­اند . اما نقش دو امام بزرگوار امام محمد باقر (ص) و امام جعفر صادق (ع) در تبیین، تحلیل و آموزش قواعد و موازین اصولی بسیار ممتاز و برجسته است.

در قرن چهارم و پنجم علم اصول فقه با تلاش اندیشمندان برجسته­ای چون شیخ مفید سید مرتضی و شیخ طوسی به کمال رسید. کتاب عده الاصول کتاب مشهور شیخ طوسی است. پس از رحلت شیخ طوسی ( 460 هـ ) علم اصول قریب یکصد سال در جامعه شیعی دچار رکود شد و این به خاطر عظمت علمی شیخ طوسی بود که فقهای بعدی جرأت نقد نظریات شیخ طوسی را نداشتند، تا این که ابن زهره و ابن ادریس حلی در قرن ششم ظهور کردند. بعد از ایشان اصولیون بزرگتری ظهور کردند مانند محقق حلی و علامه حلی.

در قرن یازدهم، میرزا محمد امین استرآبادی، ظهور کرد. ایشان اعتقاد داشت تمامی مسائل جزئی و فرعی در احادیث معصومین یافت می­شود و شیعه علم اصول را از اهل سنت اخذ کرده و بدان نیازی نداریم که پیروان نظریه وی به اخباریون و مکتب ایشان به اخباری­گری معروف شد که این مکتب مخالف اصول فقه بود.

علمای بزرگی به مقابله با این عقیده پرداختند که وحید بهبهانی از همه برجسته­تر بود و تحول عمیقی را ایجاد و اهمیت و ضرورت علم اصول فقه را اثبات کرد و بعد از او مجدداً علم اصول رونق گرفت و پس از او شاگردان او به توسعه علم اصول فقه پرداختند، مانند سیدمهدی بحرالعلوم، شیخ جعفر کاشف الغطا، میرزا ابوالقاسم قمی و شریف­العلما مازندرانی، ملا احمد نراقی و شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر الکلام) تا این که علم اصول با ظهور شیخ مرتضی انصاری ( متوفی 1281  هـ ) به قله کمال رسید.

کتاب مشهور او فرائدالاصول مشهور به رسائل است که سالهاست در حوزه­های علمی تدریس   می­شود و بعد از او علمای بسیاری به توسعه علم اصول پرداختند: ملا محمد کاظم خراسانی ، شیخ محمدحسین نجفی اصفهانی، ضیاء الدین عراقی، میرزا حسین نایینی، سید ابوالقاسم خوئی، امام خمینی و شهید سید محمد باقر صدر و استاد محمد مظفر می­باشند هم اکنون نیز علمای بزرگی به تدریس علم اصول فقه می­پردازند.

 

کاربرد علم اصول فقه در رشته حقوق

کاربردهای علم اصول فقه در رشته حقوق را می­توان در چند بخش مورد بررسی و توجه قرار داد:

الف) فهم و تحلیل درست قوانین برگرفته از فقه.

ب) استفاده صحیح از منابع فقهی به عنوان مستند حکم دادگاه.

ج) فهم و تحلیل درست قوانین مبتنی بر قواعد اصول فقه.

د) استفاده از قواعد اصول در استنباطهای حقوق.

 


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 9,000 تومان
کدتخفیف:

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
osol-feghh_1679060_9736.zip58.8k





پاورپوینت درمورد بررسی تحلیلی تاریخ محلی در ایران معاصر(1304-1380)

پاورپوینت درمورد بررسی تحلیلی تاریخ محلی در ایران معاصر(1304-1380) مشخصات فایل عنوان: پاورپوینت درمورد بررسی تحلیلی تاریخ محلی در ایران معاصر(1304-1380)  قالب بندی: پاورپوینت تعداد اسلاید: 30       محتویات فصل بندی پژوهش • فصل اول:تعاریف و کلیات(پیشینه،سوالات و اهداف-تعریف تاریخ محلی،جغرافیای تاریخی و تاریخ شهری و مقایسه آن ها با تاریخ محلی) • فصل دوم:شکل گیری وگسترش تاریخ محلی در ایران،آمریکا و اروپا • فصل سوم:تبیین مو ...

توضیحات بیشتر - دانلود 9,000 تومان

دسته بندی محصولات فروشگاه

آخرین محصولات فروشگاه

محبوبترین محصولات